غذا شاپ پرتال جامع غذا و خوراکی

1394/09/16 این داستان‌ها جالب و انگیزاننده اند. برای داشتن اعتماد به نفس، انگیزه و امید برای کم کردن وزن به شما پیشنهاد می‌کنیم این داستان‌ها را بخوانید.


این داستان‌ها جالب و انگیزاننده. برای داشتن اعتماد به نفس، انگیزه و امید برای کم کردن وزن به شما پیشنهاد می‌کنیم این داستان‌ها را بخوانید.

 

Leah Segedie با 47 کیلو کاهش وزن

........

سن: 29

قد: 1.67 سانتی متر

محل اقامت: کالیفرنیا

مدت ازدواج: 4سال، تعداد فرزند:1 عدد(جیمز 2 ساله)

شغل: خانه دار و موسس سایت

2006: 114کیلو گرم

الان: 67 کیلو گرم

مقدار وزن از دست داده: 47 کیلو گرم

 

داستان چاقی:

من همیشه یک بچه تپل بودم، اما وقتی که ازدواج کردم هر خوراکی که در دسترس بود، را می‌خوردم. هنگامیکه من در شرکت بیمه کار می‌کردم، این کار برای من خیلی استرس‌زا بود. همچنین من باردار هم بودم در همان موقع بود که دکترها تشخیص دادند که پدرم سرطان دارد و من در اوج استرس قرار داشتم و تنها کاری که می‌کردم، خوردن بود و وزن من به سرعت 83 کیلو شد.

 

لحظه تصمیم گیری:

خیلی کوتاه بعد از اینکه پسرم به دنیا آمد، در سال 2006 وزنم 114 کیلو گرم شده بود، پدرم از دنیا رفت و من به این فکر افتادم که به راستی در این دنیا چه چیزی اهمیت دارد و فقط به این می‌اندیشیدم که نمی‌خواهم یک زن چاق باشم، که حتی نمی‌تواند با فرزند خودش هم بازی کند. تصمیم گرفتم که هم زندگی و هم وزنم را کنترل کنم. قبل از اینکه خودم را وارد یک رژیم سخت کنم ابتدا شروع کردم به پیاده‌روی های طولانی در پارکی که در کنار کودکستان پسرم بود و بعد زمان کودکستان پسرم با هم به پارک برای پیاده‌روی می‌رفتیم یعنی من دوبار در روز به پیاده‌روی می‌رفتم و هر بار 1 مایل راه می‌رفتم. تمام چربی‌های من شروع به آب شدن کردند، من غذاهای چاق‌کننده مانند فست‌فودها را از برنامه غذایی خودم حذف کردم و یک رژیم بسیار سالم را هم در کنار پیاده‌روی شروع کردم و سبزی‌های تازه و میوه و پروتئین کم مصرف می‌کردم و پیشرفت من در این زمینه باعث می‌شد که امید بیشتری برای کم کردن وزن پیدا کنم.

منبع: seemorgh.com

پیشنهاد ویژه